و عکس های پسرم حاضر شد!!!!!!!!!
خـــــــــــــــب.................ازکجا شروع کنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
بزار از اول سال 93که با مهری خاله اینا رفتیم کلاردشت(ویلای آینده ی باباحاجی) شروع کنم.
باباحاجی تو کلاردشت زمین خریده و انشالا قراره بسازه و ما بریم توش کیف کنیم.اینم چندتا عکس از اونجا
روز آخر فروردین ماه93



اینجا دقیقا تو زمین باباحاجیه

خـــــــــب از کلاردشت بیایم بیرون بریم پارک سرکوچه باباحاجی
19 اردیبهشت93 مامان نرگس یه آش دوغ حسابی درست کرد بردیم بیرون .
جای همه عزیزان خالی

حالا بریم سر شلوغکاری های امیرمهدی خان. خودت رفتی زیر کابینت برای فوضولی و گیرکردی
12 اردیبهشت93 که سینه خیز میرفتی




وااااااااااااااای مامانی عاشق این عکستم.با زوم انداختم یکم کیفیت نداره ولی می ارزه.خیلی جیگر افتادی

اینجا رفتی پشت مبل گیرکردی نتونستی بیای بیرون کلی گریه کردی
تا ما مبلو بکشیم جلو بیاریمت بیرون

اینجا دقیقا 9ماهت تموم شد.از قدووزن برگشتیم ازت عکس انداختم تا دقیقا بدونم تو نه ماهگی چه شکلی بودی
داشتی با حلقه هات بازی میکردی



برای اولین بار ماکارانی گذاشتم جلوت خودت بخوری ببینم چکار میکنی
وااااااااااای.پشیمونم کردی.انقدر شلوغ کاری کردی که نگو.ولی چون عشقمی برام لذت بخش بودجیجل



از پایان نه ماهگیت خودت وایسادی.خودتم کم کم چند قدم راه رفتی.این جزو اولین وایسادنات نیست .اینجا حرفه ای می ایستادی




31خرداد93 مریض شدی بخاطر کولر.آخه شبا همش روتو باز میکنی.کولرو هم خاموش میکنیم اذیت میشی
از دکتر اومدیم بهت شربت دادم خوردی بغل بابایی خوابت برد.

بعد از خواب بیدار شدی ولی انقدر خسته بودی روی بالش دوباره خوابت برد.فدات بشه مامان

حالا فعلا برای این پست عکس کافیه.داری نق میزنی برم بهت غذا بدم وقت کردم امروز دوباره بقیه عکساتو میزارم.فعلا بای




و عکس های پسرم حاضر شد!!!!!!!!!
